یا علی جان مقتدای من تویی
السلام علیک یا امیــــــــــــرالمومنین علی بن ابیطالب علیه السلام
شهادت امیرمومنان حضرت علی بن ابی طالب (ع) بر دوستداران مکتب تشیع تسلیت باد.
تقدیم به ساحت مقدس حضرت امیرالمومنین علی ابن ابیطالب (ع)
السلام علیک یا امیــــــــــــرالمومنین علی بن ابیطالب علیه السلام
شهادت امیرمومنان حضرت علی بن ابی طالب (ع) بر دوستداران مکتب تشیع تسلیت باد.
|
ماه نزول رحمت الهی بر بندگان مبارک باد. |
| |
ماه خدا- قال رسول الله صلىاللهعليهوآله: شَعبانُ شَهري، و شَهرُ رَمَضانَ شَهرُ اللهِ(1)؛ شعبان، ماه من است و ماه رمضان، ماه خداست . - قال رسول الله صلىاللهعليهوآله: شَهرُ رَمَضانَ شَهرُ اللهِ، و شَهرُ شَعبانَ شَهري؛ شَعبانُ المُطَهِّرُ، و رَمَضانُ المُكَفِّرُ (2)؛ ماه رمضان، ماه خداست و ماه شعبان، ماه من است؛ شعبانِ پاككننده و رمضانِ پوشاننده [و جبرانكننده گناهان] .
- قال رسول الله صلىاللهعليهوآله: رَمَضانُ شَهرُ اللهِ، و هُوَ رَبيعُ الفُقَراءِ (3)؛ رمضان، ماه خداست. اين ماه، بهار فقيران است .
- الإمام عليّ عليهالسلام: شَهرُ رَمَضانَ شَهرُ اللهِ، و شَعبانُ شَهرُ رَسولِ الله صلىاللهعليهوآله، و رَجَبٌ شَهري(4)؛ رمضان، ماه خداست؛ شعبان، ماه پيامبر خداست و رجب، ماه من است. پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله در توصيف ماه رمضان فرمود: آن، ماهى است كه در آن به ميهمانى خدا دعوت شدهايد و در آن، از اهل كرامت خدا قرار داده شدهايد. نفَسهايتان در آن، تسبيح است؛ خوابتان در آن، عبادت است؛ عمل(خيرِ) شما در آن، پذيرفته است؛ و دعاى شما در آن، مستجاب است.
ماه ميهمانى خدا- قال رسول الله صلىاللهعليهوآله ـ في وَصفِ شَهرِ رَمَضانَ ـ : هُوَ شَهرٌ دُعيتُم فيهِ إلى ضِيافَةِ اللهِ، و جُعِلتُم فيهِ مِن أهلِ كَرامَةِ اللهِ، أنفاسُكُم فيهِ تَسبيحٌ، و نَومُكُم فيهِ عِبادَةٌ، ...(5) ؛ پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله در توصيف ماه رمضان فرمود: آن، ماهى است كه در آن به ميهمانى خدا دعوت شدهايد و در آن، از اهل كرامت خدا قرار داده شدهايد. نفَسهايتان در آن، تسبيح است؛ خوابتان در آن، عبادت است؛ عمل(خيرِ) شما در آن، پذيرفته است؛ و دعاى شما در آن، مستجاب است. - قال رسول الله صلىاللهعليهوآله: إذا كانَ يَومُ القِيامَةِ يُنادِي المُنادي: أينَ أضيافُ اللّهِ؟ فَيُؤتى بِالصّائِمينَ ... فَيُحمَلونَ عَلى نُجُبٍ مِن نورٍ، و عَلى رُؤوسِهِم تاجُ الكَرامَةِ، و يُذهَبُ بِهِم إلَى الجَنَّةِ (6)؛ پيامبر خدا صلىاللهعليهوآله فرمود: چون روز قيامت شود، منادى ندا مىدهد: «كجايند ميهمانان خدا ؟» پس روزهداران را مىآورند ... ، آنان را بر مَركبهايى عالى از [جنس] نور سوار مىكنند، و در حالى كه تاج كرامت بر سر آنان است، آنان را به بهشت مىبرند.
- قال الامام عليّ عليهالسلام ـ مِن خُطبَتِهِ في أوَّلِ يَومٍ مِن شَهرِ رَمَضانَ ـ : أيُّهَا الصّائِمُ، تَدَبَّر أمرَكَ؛ فَإِنَّكَ في شَهرِكَ هذا ضَيفُ رَبِّكَ، اُنظُر كَيفَ تَكونُ في لَيلِكَ و نَهارِكَ؟ و كَيفَ تَحفَظُ جَوارِحَكَ عَن مَعاصي رَبِّكَ؟ اُنظُر ألاّ تَكونَ بِاللَّيلِ نائِما و بِالنَّهارِ غافِلاً؛ ... (7)؛ امام على عليهالسلام در خطبه خويش در اولين روز از ماه رمضان فرمود: اى روزهدار! در كار خود بينديش، كه تو در اين ماه، ميهمان پروردگار خويش هستى! بنگر كه در شب و روزت چگونهاى و چگونه اعضاى خود را از نافرمانى پروردگارت نگه مىدارى! بنگر! مبادا در شب، خواب باشى و در روز، غافل. پس، اين ماه بگذرد و [بار] گناهت بر دوشت مانده باشد و آنگاه كه روزهداران پاداشهاى خود را مىگيرند، از زيانكاران باشى و آنگاه كه آنان از كرامت مولايشان نصيب مىبرند، از محرومان باشى و آنگاه كه آنان از سعادت همسايگى با پروردگارشان برخوردار مىگردند، تو از راندهشدگان باشى! پيامبر خدا صلىاللهعليهوآله فرمود: چون روز قيامت شود، منادى ندا مىدهد: «كجايند ميهمانان خدا ؟» پس روزهداران را مىآورند ... ، آنان را بر مَركبهايى عالى از [جنس] نور سوار مىكنند، و در حالى كه تاج كرامت بر سر آنان است، آنان را به بهشت مىبرند. - قال الإمام الباقر عليهالسلام: شَهرُ رَمَضانَ شَهرُ رَمَضانَ، وَالصّائِمونَ فيهِ أضيافُ اللّهِ و أهلُ كَرامَتِهِ، مَن دَخَلَ عَلَيهِ شَهرُ رَمَضانَ فَصامَ نَهارَهُ و قامَ وِردا مِن لَيلِهِ وَاجتَنَبَ ما حَرَّمَ اللهُ عَلَيهِ، دَخَلَ الجَنَّةَ بِغَيرِ حِسابٍ (8) ؛ ماه رمضان، ماه رمضان! روزهداران در آن، ميهمانان خدا و اهل كرامت الهىاند. هر كس ماه رمضان بر او وارد شود و او روزش را روزه بگيرد و بخشى از شبش را به عبادت و نماز بايستد و از آنچه خداوند بر او حرام كرده، پرهيز كند، بدون حساب وارد بهشت مىشود. سَرور ماهها- قال رسول الله صلىاللهعليهوآله: شَهرُ رَمَضانَ سَيِّدُ الشُّهورِ (9)؛ ماه رمضان، سَرور ماههاست . - قال الإمام الرضا عليهالسلام: إذا كانَ يَومُ القِيامَةِ زُفَّتِ الشُّهورُ إلَى الحَشرِ يَقدُمُها شَهرُ رَمَضانَ عَلَيهِ مِن كُلِّ زينَةٍ حَسَنَةٍ، فَهُوَ بَينَ الشُّهورِ يَومَئِذٍ كَالقَمَرِ بَينَ الكَواكِبِ، فَيَقولُ أهلُ الجَمعِ بَعضُهُم لِبَعضٍ: وَدِدنا لَو عَرَفنا هذِهِ الصُّوَرَ! ...(10) ؛ امام رضا عليهالسلام فرمود: چون روز قيامت شود، ماهها را به رستاخيز مىآورند، در حالى كه ماه رمضان، كه با هر زيور نيكويى آراسته است، پيشاپيش آنهاست. آن روز، ماه رمضان در ميان ماهها، همچون ماه در ميان ستارههاست. مردمى كه آنجا گرد آمدهاند، به يكديگر مىگويند: دوست داشتيم كه اين چهرهها را مىشناختيم! منادى، از سوى خداى متعال ندا سر مىدهد كه: «اى همه آفريدگان! اينها، سيماى ماههايى است كه نزد خداوند، از روزى كه آسمانها و زمين را آفريد، شمارشان در كتاب خدا دوازده تاست. سَرور و برترِ آنها، ماه رمضان است. آن را آشكار ساختم تا برترى ماه مرا بر ماههاى ديگر بشناسيد و تا براى مردان و زنانى كه بنده مناند، شفاعت كند و من هم شفاعتش را درباره آنان بپذيرم.»
شب قدر، در ماه رمضان است- قال رسول الله صلىاللهعليهوآله: قَد جاءَكُم شَهرُ رَمَضانَ؛ شَهرٌ مُبارَكٌ ... فيهِ لَيلَةُ القَدرِ خَيرٌ مِن ألفِ شَهرٍ، مَن حُرِمَها فَقَد حُرِمَ(11)؛ ماه رمضان، شما را فرا رسيده است؛ ماهى مبارك ... كه در آن، شب قدر است كه بهتر از هزار ماه است. محروم، كسى است كه از آن شب، محروم بماند.
- سُئِلَ رَسولُ اللهِ صلىاللهعليهوآله عَن لَيلَةِ القَدرِ، فَقالَ: «هِيَ في كُلِّ رَمَضانَ»(12) ؛ از پيامبر خدا درباره شب قدر پرسيدند و من هم مىشنيدم. فرمود: «آن، در هر ماه رمضانى هست.» پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود: ماه رمضان، شما را فرا رسيده است؛ ماهى مبارك ... كه در آن، شب قدر است كه بهتر از هزار ماه است. محروم، كسى است كه از آن شب، محروم بماند. - مسند ابن حنبل عن أبي مرثد: سَأَلتُ أباذَرٍّ قُلتُ: كُنتَ سَأَلتَ رَسولَ الله صلىاللهعليهوآله عَن لَيلَةِ القَدرِ؟ قالَ: أنَا كُنتُ أسأَلَ النّاسِ عَنها يعني أشدّ الناس مسألةً عنها. قالَ: قُلتُ: يا رَسولَ اللهِ، أخبِرني عَن لَيلَةِ القَدرِ أ في رَمَضانَ هِيَ أو في غَيرِهِ؟ قالَ: «بَل هِيَ في رَمَضانَ.» قالَ: قُلتُ: تَكونُ مَعَ الأَنبِياءِ ما كانوا فَإِذا قُبِضوا رُفِعَت، أم هِيَ إلى يَومِ القِيامَةِ؟ قالَ: «بَل هِيَ إلى يَومِ القِيامَةِ.»(13) از ابوذر پرسيدم: آيا از پيامبر خدا درباره شب قدر پرسيدهاى؟ گفت: «من از همه مردم، بيشتر، پرسشگر آن بودم . گفتم: اى پيامبر خدا! مرا از شب قدر آگاه ساز كه آيا در رمضان است يا در غير آن؟ فرمود: "در رمضان است." گفتم: آيا همراه با پيامبران است، تا وقتى كه باشند و چون پيامبران بميرند، شب قدر هم برداشته مىشود، يا آن كه شب قدر تا روز قيامت هست؟ فرمود: تا روز قيامت هست.»
پينوشتها: 1- فضائل الأشهر الثلاثة: 44/20، الأمالي للصدوق:71/38 ، تحف العقول: 419 ، الإقبال: 3 / 293، روضة الواعظين:441، دعائم الإسلام: 1/283، بحارالأنوار: 97/68/4 . 2- كنز العمّال: 8 / 466 / 23685 نقلاً عن ابن عساكر و ج 12 / 323 / 35216 نقلاً عن الديلمي وكلاهما عن عائشة . 3- ثواب الأعمال: 84 / 5، النوادر للأشعري: 17/2 ، فضائل الأشهر الثلاثة: 58/37، الجعفريّات: 58، النوادر للراوندي: 134/ ، بحارالأنوار: 97/75/26. 4- المقنعة: 373، مسارّ الشيعة: 56، مصباح المتهجّد: 797 . 5- فضائل الأشهر الثلاثة: 77/61، الأمالي للصدوق: 84/4، عيون أخبار الرضا عليهالسلام:1/295/53، الإقبال:1/26، بحارالأنوار: 96/356/25. 6- مستدرك الوسائل: 4/22/4079 نقلاً عن تفسير أبي الفتوح الرازي. 7- فضائل الأشهر الثلاثة: 108 / 101 . 8- فضائل الأشهر الثلاثة: 123/130. 9- شرح الأخبار : 1/ 223 / 207، الفضائل: 125، بحارالأنوار:40/54/89؛ فضائل الأوقات للبيهقي: 89/205، شُعَب الإيمان:3/314/3637 و ص 355/3755 ، كنز العمّال: 8/482/23734 . 10- فضائل الأشهر الثلاثة: 110/102 عن عبدالله بن عامر عن أبيه. 11- تهذيب الأحكام: 4/152/422، الأمالي للمفيد: 112/2 و301 /1 ، الأمالي للطوسي: 74 / 108و ص 149/ 246 ، بحارالأنوار: 97/17/34؛ سنن النسائي: 4/129، مسند ابن حنبل: 3/8/7151 و ص 412/9502. 12- سنن أبي داود: 2/54/1387، السنن الكبرى: 4/506/8526 . 13- مسند ابن حنبل: 8/117/ 21555، المستدرك على الصحيحين:1/603/1596و ج2/578/3960، السنن الكبرى: 4/505/ 8525 .
منبع: ماه خدا ج 1، ص 38. | ||
منحرفين از خط ولايت معتقدند که تمامي زنان پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم حتي عايشه لقب "ام المومنين" را دارند و براي ادعاي خويش آيه ذيل را مطرح مي کنند «النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ أَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُم». يعني: پيامبر، نسبت به مؤمنان از خودشان اولى و سزاوت، و همسرانش [در حرمت ازدواج به منزله] مادران آنانند." (سوره احزاب آيه 6)
اينان لقب "ام المومنين" را نوعي افتخار براي زنهاي پيامبر صلي الله عليه و اله محسوب مي کنند. ولي طبق آيات قرآن ما معتقديم که ام المومنين به تنهايي فضيلتي نيست بلکه زنان رسول خدا فقط اگر تقوي پيشه کنند و از خدا بترسند داراي ارزش و مقام مي باشند. و به همين جهت است که قرآن مي فرمايد :
يا نِساءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّساءِ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفاً. يعني: "اى همسران پيامبر! شما اگر پرهيزكارى پيشه كنيد [از نظر منزلت و موقعيت] مانند هيچ يك از زنان نيستيد، پس در گفتار خود، نرمى و طنّازى نداشته باشيد تا كسى كه بيمار دل است طمع كند، و سخن پسنديده و شايسته گوييد.." (احزاب/32)
همچنين قرآن مي فرمايد:
يَانِسَاءَ النَّبىِِّ مَن يَأْتِ مِنكُنَّ بِفَحِشَةٍ مُّبَيِّنَةٍ يُضَعَفْ لَهَا الْعَذَابُ ضِعْفَينِْ وَ كاَنَ ذَالِكَ عَلىَ اللَّهِ يَسِيرًا. يعني: اى همسران پيامبر! هركس از شما كار بسيار زشت آشكارى مرتكب شود [قطعاً پيوند همسرى با پيامبر به او مصونيّت نمىدهد، بلكه] عذاب براى او دو چندان خواهد شد، و اين [كار] بر خدا آسان است. (آيه:30)
پس ام المومنين تنها به اين معناست که رابطه بين مسلمانان و زنان پيامبر مانند رابطه مادر و فرزند مي باشد. يعني همانطور که فرزند نمي تواند با مادر خويش ازدواج کند، مسلمانان نيز بعد از شهادت پيامبر صلي الله عليه و اله نمي توانند با زنان ايشان ازدواج کنند. و به همين دليل است که قرآن مي فرمايد
وَ مَا كاَنَ لَكُمْ أَن تُؤْذُواْ رَسُولَ اللَّهِ وَ لَا أَن تَنكِحُواْ أَزْوَاجَهُ مِن بَعْدِهِ أَبَدًا إِنَّ ذَالِكُمْ كَانَ عِندَ اللَّهِ عَظِيمًا. يعني: "و شما را نسزد [و جايز نباشد] كه پيامبر خدا را آزار دهيد. و بر شما هرگز جايز نيست كه پس از او با همسرانش ازدواج كنيد كه اين [كار] نزد خدا بزرگ است." (آيه:53)
و اما عايشه چون جزء زنان پيامبر صلي الله عليه و اله بوده لقب "ام المونين" را داشته است. ولي اين لقب تا آخر عمر براي او باقي نماند! زيرا پيامبر صلي الله عليه و اله حق طلاق زنان خويش را به اميرالمومنين عليه السلام و جانشينان به حق ايشان داده بودند
قال النبي صلي الله عليه و اله: يا اباالحسن انّ الشرف باق لهنّ (شرف الامّهات) ما دمن لله علي الطاعة فأيّتهنّ عصت الله بعدي بالخروج عليک فأطلق لها في الأزواج و أسقطها من شرف أمومة المومنين
يعني : پيامبر اکرم صلي الله عليه و اله به مولا علي عليه السلام فرمودند: اي اباالحسن همانا شرف "ام المومنين" براي زنان من باقي است تا زمانيکه اطاعت خدا را کنند. پس هرکدام از آنها که خدا را به واسطه خروج بر تو عصيان کرد، او را طلاق بده و از شرافت ام المومنين بودن ساقط کن.1
اين وظيفه بعد از اميرالمومنين به امام حسن عليه السلام و بعد به امام حسين عليه السلام منتقل شد. و امام حسين عليه السلام عايشه را طلاق دادند
شيخ حر عاملي در کتاب اثبات الهداة بالنصوص و المعجزات از کتاب اثبات الوصية نوشته مسعودي (از علماي اهل سنت) نقل مي کند که: پس از کاري که عايشه کرد (مقصودش جلوگيري حسين عليه السلام از دفن حسن بن علي در جوار جدش رسول خدا است) حسين عليه السلام طلاقش را برايش فرستاد. و رسول خدا صلي الله عليه و اله طلاق همسرانش را بعد از خودش به اميرالمومنين عليه السلام و اميرالمومنين به امام حسن عليه السلام و امام حسن عليه السلام به اباعبدالله الحسين عليه السلام داده بود. و رسول خدا صلي الله عليه و اله فرمود: بعضي از زنهاي من در روز رستاخيز مرا نخواهند ديد و او زني است که اوصياء بعد از من طلاقش خواهند داد2
ناگفته پيداست که وقتي مي گوييم امام حسين عليه السلام عايشه را طلاق دادند، به اين معناست که او ديگر جزء زنهاي پيامبر اکرم صلي الله عليه و اله محسوب نمي شود. و بنابراين لقب "ام المومنين" از عايشه برداشته شده و مانند زنهاي معمولي ديگر مي باشد
اسناد:
(1) سفينة البحار 2/93 و 9/277 ، المناقب ابن شهر آشوب 1/331، الدرجات الرفيعة علي خان 303، شرح اصول الکافي المازندراني 6/368، البحار الانوار علامه مجلسي 27/292 و 48/335 و 71/265 و 108/293 و 110/101 از کافي و بصائر الدرجات. و کتاب کمال الدين و تمام النعمة شيخ صدوق.
(2) اثبات الهداة بالنصوص و المعجزات 3/135 فصل 72 حديث 903
shiatube.com
ادیان و فرقه های نوظهور از جمله ویژگی های عصر غیبت و دوران معاصر برشمرده شده است که دور افتادن از تزریق معارف ناب دینی و مهدوی به جامعه و نیز عدم شناخت این آیین های نوظهور، باعث ترویج این گونه اعتقادات انحرافی در بخش وسیعی از جامعه شده است.
آینده روشن: ادیان و فرقه های نوظهور از جمله ویژگی های عصر غیبت و دوران معاصر برشمرده شده است که دور افتادن از تزریق معارف ناب دینی و مهدوی به جامعه و نیز عدم شناخت این آیین های نوظهور، باعث ترویج این گونه اعتقادات انحرافی در بخش وسیعی از جامعه شده است. از این رو، بر آنیم تا با نشر، بازنشر و گردآوری پاره ای از مقالات در توضیح این ادیان و آیین های جدید، محققان و پژوهشگران و علاقه مندان را در شناخت بهتر اوضاع جامعه و افکار نوپدید یاری دهیم.
یکم. مشخصات
1. نام: اكنكار (Eckankar)
2. پايهگذار: پال توئيچل
1ـ2. تاريخ تولد: زمان تولد توئيچل را 1908، 1910، 1920 و تاريخ فوت وي را 1971 ضبط كردهاند.
2ـ2. مكان تولد: پادوكاه كنتوكي 5. سال پايهگذاري: 1965
3. متون مقدس يا متون مورد احترام: متن مـقـدس اصــلـي ايـن آيين سريعتـكيـســوگماند (Shariyat-ki-Sugmand) است كه در كنار آن، آثار پال توئيچل، كليد جهانهاي سري و درآمدي بر اكنكار و آثاري از هارولد كلمپ، رهبر نوازنده اين آيين، نظير «هنر رؤيابيني روحاني» نيز از احترام خاصي برخوردار است.
4. شمار اعضاي اين آيين: مطابق آنچه در سايت رسمي اين آيين آمده، تعداد اعضاي آن که در يكصد كشور دنیا پراکندهاند، تقريباً هشتادهزار نفر است.
دوم. تاريخچه
اكنكار در زمان انقلاب فرهنگي در دهه 1960، زماني كه فرهنگ جديد، مشوق حكمت رازورانه باستاني شد، پديد آمد. اكنكار از ريشههاي قــوي تــاريـخي برخوردار است. آنچه پال تـوئـيـچـل انجام داد، روزآمد کردن تعاليم باستاني با توجه به جهان جديد بود. دانشمندان معتقدند كه اكنكار صورتبندي جديدي از عــقـــايـــد و اعــمـــال بـــاســتـــانـــي ســنــت راداسوامي (Radhasoami) با واژه جديد اك (Ech) است. اين تركيب جالب حكمت بـاسـتـانـي و واژهپـردازي جـديـد، مـا را به مـــقـــــايـــســـــه اكـــنـــكــــار بــــا حــكــمــــت الـهــــــــــي (Theosophy) مــــــــــــــادام بــــــــــــلاواتــــــســـــكــــــــــي (Blavatsky) فراميخواند.
بر اساس گزارشهاي گوناگوني كه دوستان، خانواده و طرفداران پال توئيچل ارائه دادهاند و نيز آنچه به نظر تلاش آگاهانه پال توئيچل بـراي پـرده بـرداشـتـن از جـزئـيـات زندگي خــصـوصـياش است، اين جزئيات در نظر هواداران اكنكار و همچنين دانشمندان رازآلود پنداشته ميشود. حتي رهبر اكنكار، هارولد كمپ نيز با بيان اين كه «توئيچل عاشق زندگي خصوصياش بود» تصديق ميكند كه توئيچل با بيان زندگي خصوصياش سعي كرده آنهايي را كه به مطالعه زندگي وي ميپردازند، به بيراهه ببرد.
توئيچل در دوران جواني به فعاليتهاي گوناگوني پرداخته اما تلاش كرده تا از آن به عنوان ابزاري براي بيان واقعيتهاي زندگياش استفاده كند. از اين رو، وي آثاري از خود برجاي نهاد كه به دليل ابهامات موجود در آن، سالها طول ميكشد تا تاريخدانان از آنها سر درآورند.
عمدهترين سردرگمي، مربوط به تعيين زمان، مكان و طبيعت تولد توئيچل و نيز ويژگيهاي مربوط به اوايل زندگي وي است. پال توئيچل در سال 1942 وارد نيروي دريايي شد و در همين سال با كاميل بالو (Camil Balloew) ازدواج كرد.
در اين ايام، زندگي پربارش را با روزنامهنگاري شروع كرد و با نامهاي مختلف براي نشريات دورهاي گوناگون قلم ميزد. در همين زمان بود كه به توضيح و تبيين گروههاي گوناگون ديني پرداخت.
در سال 1950 به همراه همسرش به عضويت كــلــيــســــاي خــــودشــنـــاســـي مـــونــيــســـم مـطلق (Church of Self Monism-Revelation of Absolute) و زيرشاخه دنـبـالـهروي از خـودشـناسي (Self-Realization Fellowship) در واشــنــگــتـــن درآمــد.
رهـبـري ايـن گـروه را سـوامـي پريماناندا (Swami Premananda) به عهده داشت كه در نوشتههاي آخر توئيچل از او به سودار سينق (Sudar Singh) نيز ياد شده است. به دنبال جدايي از اين گروه، در سال 1955، پال توئيچل و همسرش نيز از هم جدا شدند. وي سپس به كيرپال سينق (Kirpal Singh) پـــــــايــــــهگــــــذار روحــــــانــــــي ساتسانگ (Ruhani Satsang) شاخهاي از سنت راداسوامي پيوست.
وي علاوه بر شاگردي نزد كيرپال سينق، تحت تأثير ران هوبارد (L.Ron Hobbard) به جنبش علمشناسي (Scientology) ملحق شد و به مقام «روشن» (Clear) نايل آمد. در ادامه پال توئيچل به سبب نزاعي كه روي نسخه خطي كتابش با عنوان دندان نيش ببر، ميان او و فرقه ساسانگ كيرپال سينق پديد آمد، پيوندش را با آنها قطع كرد. اندكي پس از قطع روابط با كيرپال سينق به ارایه سمينارهايي در ساندياگو كاليفرنيا درباره هنر طيالارض (Bilocation) يا آنچه بعدها آن را «سفر روح» ناميد، پرداخت.
وي از طرق نوشتههايش در نشريات دورهاي گوناگون و نامههايش به مردم، از جمله همسر دومش، گيل آتكينسون (Gail Atkinson) به معرفي اكنكار به دنيا پرداخت و خود را به عنوان نهصد و يكمين استاد اك معرفي كرد.
او مدعي شـد كـه تـعـاليمي از اساتيد وايراگي اك (Vairagi Exk Masters) دريافت كرده كه از جمله آنها يك راهب (Monk) تبتي به نام ربازار تارز (Rebazar Tarz) بود.
اكنكار بهطور رسمي در 22 اكتبر 1965 در ساندياگو كاليفرنيا به صورت يك سازمان غيرانتفاعي تأسيس شد.
در سال 1971 پال توئيچل درگذشت. داروين گـــراس (Darwin Grass) بــه عـنــوان نهصد و هفتاد و دومين استاد اك جانشين او شد.
پال توئيچل در زمان حيات بيش از شصت عنوان كتاب نوشت و افراد زيادي را به دين اكنكار درآورد.
گراس باعث نزاعهاي زيادي درباره اكنكار شد؛ چراكه بسياري از طرفداران اين آيين، وي را ـبا اينكه از سوي هيئتي از اعضاي اكنكار، از جمله همسر پال توئيچل به اين سمت انتخاب شده بــودـ شـايـسـتـه جـانـشـيـنـي اسـتـاد پـيـشـيـن نميدانستند.
سرانجام گراس تمامي اختيارات و مسئوليتهايش را كه به استاد زنده اك مربوط ميشد، از دست داد و هارولد كلمپ به عنوان نهصد و هفتاد و سومين استاد زنده اك جانشين وي شد.
همچنين دعاوي حقوقي چندي ميان گراس و اكنكار مبني بر استفاده گراس از واژههايي كه حق تأليف آن با اکنكار بوده است، مطرح شد.
هارولد كلمپ با تأكيد بر ايدئولوژي غربي به جاي سنت راداسوامي شرقي، تغييرات زيادي در اكنكار پديد آورد. اين تغيير باعث ايجاد پل ارتباطي ميان اكيست و فرهنگ امريكايي شد. او از هواداران اكنكار خواست به جاي آنكه همكاران خوب خدا باشند، به جامعه خدمت كنند.


![]()

شیعه شناخته شده با عزم و عزتش
با ذوالفقـار صیـقلی حــلم و حکمتش
هرکس که بی خیال قضایای کوچه شد
اوشیعه زاده نیست بگو تف به غیرتش
××××××××××××
پيامبر گرامي اسلام حضرت محمد صلي الله عليه و آله وسلم فرمودند :
«منم شهر علم و على درِ آن شهر، پس هر كس علم مى خواهد از درِ شهرِ (علم) وارد شود »
«على با قرآن است و قرآن با على است، از هم جدا نمى شوند تا نزد حوض كوثر بر من وارد مى شوند »
دوستى تو ایمان و دشمنى تو نفاق است و اول كسی كه داخل بهشت میشود دوستدار تو و اول كسی كه داخل دوزخ گردد دشمن تست.
«عمار و معاذ و عایشه از پیغمبر صلى الله علیه و آله نقل میكنند كه فرمود: نگاه كردن به صورت على عبادت است و ذكر او عبادت است و ایمان كسى پذیرفته نمیشود مگر به ولایت او و تبرى جستن از دشمنانش »
«به راستی خدا برای برادرم علی فضایلی قرار داده که از بس زیاد است، قابل شمارش نیست. پس هر که یک فضیلت از فضایلش را - باایمان و پذیرش- یاد کند، خداوند گناهان نو و کهنهاش را بیامرزد و هر که فضیلتی از فضایلش را بنگارد، همواره ملائکه برایش استغفار میکنند، تا هنگامی که آن نوشته باقی باشد، و هر که به فضیلتی از فضایلش گوش فرا دهد، خداوند آن دسته از گناهانی را که از راه شنیدن مرتکب شده است، ببخشاید و هرکه نگاه کند به نوشتهای از فضایلش، خداوند آن گناهانی را که از راه نگاه مرتکب شده باشد بیامرزد. سپس فرمود: نگاه به برادرم علیعلیه السلام عبادت است و ذکر و یادش عبادت است، و خدا نمیپذیرد ایمان هیچ بندهای را مگر با ولایتش و با بیزاری از دشمنانش »
«مي گذارم بين شما دو چيز با ارزش كتاب خدا و علي بن ابيطالب عليه السلام و علي افضل از قرآن است چون او بيان كننده حقايق قرآن است »
«ای مردم چه شده استشما را، هرگاه حضرت ابراهیم و خاندانش یاد شوند، چهرههای شما میدرخشد و خوشتان آید و هنگامی که محمد و المحمد یاد میشوند، دلهای شما سخت و سنگدل و چهرههایتان عبوس و درهم کشیده میشود؟ سوگند به خدایی که جانم به دست او است؛ اگر یکی از شما اعمال نیک هفتاد پیامبر را انجام دهد به بهشت وارد نشود مگر با محبت این و فرزندانش -و به علیعلیه السلام اشاره کرد- سپس فرمود: در حقیقتبرای خدا حقی است که جز خدا و من و علی آن را نمیداند و واقعا برای من حقی است، که جز خدا و علی آن را نمیشناسد و به راستی که برای علی حقی هست که جز خدا و من آن را نداند »
«یا علی، هر که از من جدا گردد از خدا بریده است و هر که از تو جدا گردد از من جدا گشته است »
«به راستی که محبت علیعلیه السلام با هر کار شایسته سودمند است و اعمال شایسته و صالح، با دشمنی علی سودی ندارد »
«ای مردم" اگر آنقدر روزه بگیرید که بسان میخها[لاغر] شوید و اگر آنقدر نماز بخوانید که همانند کمانها [خمیده] گردید اگر آنقدر و دعا بخوانید تا این که قطعه قطعه و بند بند گردید و در آن حال بغض علیبن ابیطالبعلیه السلام را به دل داشته باشید، خدا شما را به رو در آتش افکند. ای ابوالحسن بپاخیز و دستت را در دستم بگذار، زیرا خدا، من و تو را از یک شجره گزینش کرد، که من تنه آنم و تو شاخسار آن، پس هر که شاخه آن راببرد، خدا او را به صورتش در آتش افکند »
«انبيا از درختان گوناگون آفريده شدهاند و خدا من و علي را از يك درخت آفريد؛ پس من تنه و علي عليهالسلام شاخه آن است و فاطمه جوانه و شكوفه آن و حسن و حسين ميوه آن است. پس هر كه به شاخهاي از شاخههاي آن در آويزد، نجات يابد و هر كه از آن رو گرداند سرازير آتش گردد. و اگر بندهاي هزار سال و هزار سال و هزار سال بين صفا و مروه خدا را پرستش كند و محبت ما را درك نكند خدا او را به رو در آتش اندازد، آنگاه اين آيه شريفه را تلاوت فرمود: «بگو اي پيامبر كه از شما مزد رسالت نخواهم جز مودّت اين خاندان»
«اي عمار اگر همة مردم مذهبي را پيش بگيرند و علي (ع) راه ديگري را پيش بگيرد تو بايد روش علي (ع) را به پيمائي و ساير مردم را رها نمايي »
«وقتي خداي تعالي مرا در شب معراج سيرداد پس پيامبران نزد من در آسمان جمع شدند، خداي تعالي وحي فرمود بسوي من كه اي محمد از ايشان بپرس براي چه بر انگيخته شديد؟ پيامبران گفتند: مبعوث شديم تا گواهي بر يگانگي خداي تعالي واقرار به پيامبري تو و ولايت علي (ع) نمائيم »
« نسبت علي (ع) به من مانند نسبت من به حق تعالي است »
«منزلت علي نسبت به من همچون منزلت من نسبت به خداست »
« كسي كه بر علي (ع) پيشي بگيرد نبوّت و پيامبري مرا تكذيب كرده است »
«هر كس كه ميخواهد سوار شود بر كشتي نجات و بچسبد به ريسمان محكم الهي و چنگ زند به ريسمان خداي كه استوار است، پس بايد كه علي (ع) را دوست بگيرد بعد از من و به دشمني بگيرد دشمن او را و گناه نكند يعني مطيع باشد امامان را كه راهنمايند به سوي حق. بدرستي كه ايشان خلفا و اوصياء منند، جنگ با ايشان جنگ با منست وجنگ با من جنگ با خداست و جنگ با دشمنان ايشان جنگ با شيطان است »
«آگاه باشيد هركس على عليهالسلام را دوست بدارد، مرا دوست داشته است و هركس مرا دوست بدارد خدا از او خشنود مىشود و پاداش او را بهشت قرار مىدهد.
آگاه باشيد هركس على عليهالسلام را دوست بدارد، از دنيا نمىرود تا از آب كوثر بنوشد واز درخت طوبى بخورد و جايجاه خود را (قبل از مرگ) در بهشت ببيند.
آگاه باشيد هركس على عليهالسلام را دوست بدارد، هشت در بهشت به روى او گشوده مىشود و او از هر درى كه بخواهد بدون حساب وارد خواهد شد.
آگاه باشيد هركس على عليهالسلام را دوست بدارد، خداوند نامه عمل او را به دست راست او مىدهد و همانند پيامبران حساب اعمال او را مىكند.
آگاه باشيد هركس على عليهالسلام را دوست بدارد، خداوند به عدد هر مو و هر رگى كه در بدن اوست از حورالعين به او تزويج مىنمايد و اجازه شفاعت از هشتاد نفر از اهلبيت او را به او مىدهد و شهرى را در بهشت به او عطا مىفرمايد.
آگاه باشيد هركس على عليهالسلام را دوست بدارد، خداوند او را همانند پيامبران قبض روح مىكند و وحشت منكر و نكير را از او برطرف مىكند و صورت او را سفيد مىنمايد و او را با حضرت حمزه سيدالشهداء عليهالسلام محشور مىنمايد.
آگاه باشيد هركس على عليهالسلام را دوست بدارد، صورت او روز قيامت مانند ماه شب چهارده نورانى مىباشد.
آگاه باشيد هركس على عليهالسلام را دوست بدارد، خداوند تاج سلطنت بر سر او مىگذارد و از حلههاى كرامت بهشتى به او مىپوشاند.
آگاه باشيد هركس على عليهالسلام را دوست بدارد، مانند برق از صراط مىگذرد.
آگاه باشيد هركس على عليهالسلام را دوست بدارد، خداوند برائت از آتش دوزخ و عبور از صراط و امان از عذاب را براى او مىنويسد و نامهاى براى او گشوده نمىشود و ميزان وحسابى نخواهد داشت و به او گفته مىشود: بدون حساب وارد بهشت شود.
آگاه باشيد هركس آل محمّد عليهمالسلام را دوست بدارد، از حساب و ميزان و صراط ايمن خواهد بود.
آگاه باشيد هركس با محبت و دوستى آل محمّد عليهمالسلام بميرد، من ضامن او خواهم بود كه در بهشت همنشين پيامبران عليهمالسلام باشد.
آگاه باشيد هركس بادشمنى با آل محمّد عليهمالسلام بميرد، بوى بهشت به مشام او نخواهد رسيد»
«(اي علي) مثل تو همچون سوره قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ است. هر كس آن را يك بار بخواند، گويي يك سوم قرآن را خوانده و هر كس آن را دو بار بخواند گويي دوسوم قرآن را خوانده و هر كس آن را سه بار بخواند گويي تمام قرآن را خوانده است. تو نيز اين چنين هستي، هر كس تو را در دل دوست بدارد، از يك سوم ايمان بهره برده است و هر كس تو را در دل و به زبان دوست داشته باشد، از دو سوم ايمان بهره برده است و هر كس تو را در دل و به زبان و در عمل دوست داشته باشد، تمام ايمان را براي خود گرد آورده است. سوگند به آن كسي كه مرا به حق به پيامبري برانگيخته است، اگر مردم روي زمين تو را آن گونه كه اهل آسمان دوست دارند، دوست بدارند، خداوند هيچ كس از آنان را به آتش دوزخ عذاب نخواهد كرد.»
«پیامبر اکرم صلی الله علیه واله فرمودند: همانا كه علي علیه السلام حجت خداست بعد از من كفر به او كفر به خدا وشك در او شك به خدا و انكار او انكار خداست و ايمان به او ايمان به خداست. زیرا او برادر و وصی رسول الله (صلياللهعليهوآلهوسلم) است و همچنین امام و مولای امت پیامبر می باشد و او ریسمان الهی است »
« بزودى پس از من فتنهاى بر پا خواهد بود،پس زمانيكه چنين شد همراه على بن ابى طالب باشيد زيرا كه او اول كسى است كه بمن ايمان آورد و اول كسى است كه در روز قيامت با من مصافحه ميكند،او صديق اكبر و فاروق (جدا كننده) اين امت است كه ميان حق و باطل جدائى افكند و او بزرگ و پيشواى دين است»
«خداوند بعد از آفرينش زمين و آسمان و قبول فرمان خدا، نبوّت من و ولايت علي ابن ابیطالب ( ع) را بر آنها عرضه داشت و پذيرفتند آنگاه تمامي بشر را آفريد و امر دين را بما واگذار نمود، بنابراين سعادتمند كسي است كه به راه ما آيد و با شقاوت كسي است كه از ما جدا شود، ما حلال خدا را حلال كرده و حرامش را حرام مي كنيم »
«يا علي، اگر كسي به اندازة عمر نوح خدا را عبادت كند و به اندازه كوه اُحد طلا داشته باشد و در راه خدا انفاق كند و به انداره اي عمرش طولاني باشد كه بتواند هزار بار پياده به حجّ رفته و خانه خدا را زيارت نمايد، آنگاه در مكه بين صفا و مروه مظلومانه كشته شود ولي ولايت تو را اي( علي) نداشته باشد بوي بهشت به مشام او نخواهد رسيد و هرگز وارد بهشت نخواهد گشت »
«از ابي هريره مروي است كه گفته شد: يا رسول الله كي واجب شد نبوّت شما؟ فرمود: پيش از آنكه خداوند آدم را بيافريند و روح را در وي بدمد. و گفت نبي (ص): در آن هنگام كه پروردگار تو گرفت از فرزندان آدم از پشتهاي ايشان فرزندان ايشان را و گواه گرفت ايشان را بر نفسهاي ايشان به اينكه آيا من پروردگار شما نيستم؟ گفتند: تو پروردگار ما هستي. پس خداوند فرمود: من پروردگار شما هستم بالاتر از همه و محمّد (ص) نبي شماست و علي (ع) امير شماست »
«دوست داشتن على بن ابى طالب، سيّئات و گناهان را مى خورد (و نابود مى كند) همان گونه كه آتش هيزم را مى خورد (و از بين مى برد) »
«هيچ پيامبري نيست مگر آنكه نظيري در امّتش مانند او باشد و علي (ع) نظير و همانند من است »
«هر كس دوست دارد به آيين من تمسك جويد و پس از من سوار كشتي نجات شود بايد به علي بن ابي طالب اقتدا كند و با دشمنانش دشمن و با دوستانش دوست باشد،چرا كه او در دوران زندگي من و پس از مرگم وصي و جانشين من بر امتم ميباشد، و او پيشواي هر مرد و زن مسلمان است، و پس از من زمامدار هر مرد و زن با ايماني است، سخنش سخن من و فرمانش فرمان من، نهيش نهي من و پيروش پيرو من، ياورش ياور من و تنها گذارندهاش تنها گذارنده من است. سپس فرمود، هر كس پس از من از علي جدا شود روز قيامت نه او مرا خواهد ديد و نه من او را ميبينم، و هر كس با علي مخالفت كند، خدا بهشت را براي او حرام ميكند و جايگاهش را دوزخ قرار ميدهد، هر كس علي را تنها بگذارد،خدا روز قيامت او را تنها خواهد گذاشت، و هر كس علي را ياري كند خدا روز قيامت او را ياري خواهد كرد و به هنگام پرسش و پاسخ، حجت و دليلش را به او تلقين خواهد نمود .»
«علي بن ابي طالب خليفه خدا و خليفه من، و حجت خدا و حجت من، باب خدا و باب من، برگزيده خدا و برگزيده من، و حبيب خدا و حبيب من، خليل خدا و خليل من، و شمشير خدا و شمشير من است. او برادر و همراه و وزير و وصي من است. دوستدار او دوستدار من و دشمن او دشمن من است. موافق او موافق من و مخالف او مخالف من است. جنگ با او جنگ با من و سازگاري با او سازگاري با من است. سخن او سخن من و فرمان او فرمان من است. همسرش دختر من است و فرزندانش فرزندان من هستند. او سرور اوصيا و بهترين فرد از امت من است .»
«علي بن ابي طالب دروازه دين است، هر كس به آن درآيد مؤمن و هر كس از آن بيرون رود كافر است »
« علي نسبت به من به منزله سرم نسبت به بدنم ميباشد »
و چه زيبا فرمود رسول گرامي اسلام كه « نسبت نماز به دين مانند نسبت سر است به بدن»
از رسول خدا درباره علي بن ابي طالب سؤال كرديم، خشمگين شد و فرمود « چه شده است كه گروهي همواره درباره كسي سؤال ميكنند كه در همه اوصاف جز نبوت مقام و منزلتش نزد خدا همچون مقام و منزلت من است »
«اي علي تو تقسيم كننده بهشت و دوزخي؛ با دوستي توست كه نيكوكاران از بدكاران باز شناخته ميشوند و ميان بدان و خوبان و كافران و مؤمنان تشخيص داده ميشود.»
«تو به منزله كعبه هستي كه بايد نزد تو آيند نه آنكه تو نزدشان بروي، پس اگر مردم نزد تو آمدند و خلافت را به تو تسليم كردند آن را بپذير و اگر به سراغ تو نيامدند تو نزدشان مرو تا آنان نزد تو آيند»
«مثل علي در ميان شما (در ميان اين امت) همچون كعبه مشرفه است كه نگاه به آن عبادت و حج آن واجب است»
«من و علي بن ابي طالب دو پدر اين امتيم و حق ما بر آنان از حق پدر و مادرشان بيشتر است، زيرا ما آنان را – چنانچه اطاعت ما كنند – از آتش دوزخ نجات ميدهيم و در سراي آرامش وارد ميكنيم و ماييم كه آنان را از قيد بردگي رهايي بخشيده در زمره بهترين آزادگان در ميآوريم»
«خداوند فرموده است: اگر مردم همگي بر ولايت علي بن ابي طالب گرد ميآمدند من دوزخ را نميآفريدم»
«اي علي؛ خدا جز به وسيلهي من و تو شناخته نميشود، هر كس ولايت تو را انكار كند، ربوبيت خدا را انكار كرده است»
« هر كس امامت علي را پس از من انكار كند نبوت مرا انكار كرده است و هر كس نبوت مرا انكار كند ربوبيت خدا را انكار كرده است.»
«آنان كه ولايت علي را نپذيرفتند و فضيلت او را انكار ميكنند و پشتيبان دشمنان او هستند اگر بر اين حال بميرند از اسلام بيرون رفتهاند»
«هر كس پس از من با علي بن ابي طالب مخالفت كند كافر است، و هر كس براي او شريك قرار دهد مشرك است و دوستداراو مؤمن و دشمن او منافق است، و هر كس از پي او برود به او خواهد رسيد، و كسي كه با وي بجنگد از دين برگشته و هر كس سخن او را نپذيرد به بيراهه رفته است. علي نور خدا در سرزمينهاي او و حجت خدا بر بندگان اوست»
«اي علي جز كافر كسي بر تو سبقت نميگيرد و جز كافر كسي از تو باز نميماند. تو نور خدا در ميان بندگان او و حجت خدا بر آنان هستي. تو شمشير خدا بر دشمنان او و وارث علوم پيامبرانش هستي. تويي برترين كلمه خدا و بزرگترين نشانه او. خدا ايمان كسي را جز به ولايت تو نميپذيرد.»
«علي را دوست بداريد، زيرا گوشت او گوشت من و خونش از خون من است. خدا لعنت كند گروههايي از امتم را كه پيمان مرا در راه حق او ضايع ساخته و وصيتم را درباره او از ياد ببرند. آنان نزد خدا هيچ بهرهاي ندارند.»
«من براي امتم در مورد محبت علي همان اميد را ميبرم كه در گفتن لاإله الا الله آن اميد را دارم»
هر كه دوست دارد كه به هیبت اسرافیل، رتبه میكائیل، جلالت جبرئیل، سازگاری آدم، خداترسی نوح، دوستی ابراهیم، اندوه یعقوب، جمال یوسف، مناجات موسی، صبر ایّوب، زه یحیی، سنّت یونس، پرهیز عیسی و حبّ و خوی محمّد بنگرد باید به علی بنگرد، كه نود خصلت از خصلتهای انبیا در اوست و همه را خداوند در او جمع كرده و برای احدی غیر او جمع نكرده است
ای ابوالحسن، اگر ایمان و اعمال همه آفریدگان در یك كفّه ترازو و عمل تو در روز اُحُد در كفّه دیگری نهاده شود عمل تو بر همه اعمال آنها رجحان مییابد و خداوند در روز احد به تو بر فرشتگان مقرب خویش افتخار كرد و حجابها را از آسمانهای هفتگانه برداشت، و بهشت و مافیها به سوی تو سركشیدند و پروردگار جهانیان از كار تو شادمان گشت؛ و خداوند به عوض آن روز پاداشی به تو عطا كند كه هر پیامبر و رسول و صدّیق و شهیدی به آن غبطه خورد
ای علی، جبرئیل علیه السلام مرا درباره تو خبری داد كه مایه روشنی چشم و شادی دلم شد؛ او به من گفت: ای محمّد، خداوند به من فرموده: محمّد را از سوی من سلام برسان و او را آگاه ساز كه علی پیشوای هدایت و چراغ تاریكیهای ضلالت، و حجّت بر اهل دنیاست، زیرا او صدّیق اكبر و فاروق اعظم است و من به عزت خویش سوگند خوردهام كه به آتش نبرم كسی را كه او را دوست داشته و تسلیم او و اوصیای پس از او باشد، و به بهشت در نیاورم كسی را كه دست از ولایت و تسلیم در برابر او و اوصیای پس از او برداشته باشد
علي از جهت اسلام مقدم برشماست ، از جهت ايمان قويتر از شما ، از جهت دانش وعلم بالاتر از شما ، از جهت حلم و بردباري سنگينتر از شما ، و از جهت كوشش و خشم در راه خدا سخت تر از شماست . علوم خود را به او آموختم و اسرار و امورخود را نزد او سپردم پس او خليفه من در اهل من امين من در بين امت من مي باشد
اگرآسمانها و زمين در يك كفه ترازو و ايمان علي در كفه ديگر گذاشته شود ايمان علي ابن ابي طالب برتري خواهد داشت
روز قيامت مردم با اعمال خود وارد مي شوند و تنها عمل كسي سودمند است كه من و علي عمل او را بپذيريم .
اي علي تو در فضيلت بر ترين افراد امت من و در صلح و آشتي پيشگام ترين آنان هستي تو از همه آنان داناتر و بردبارتر و شجاع تر و بخشنده تري.
« من و علي از يك درختيم و مردم از درختان گوناگونند. نيز در جاي ديگر فرمود خداوند به من پنج موهبت و به علي نيز پنج موهبت ارزاني داشته است. به من سخناني جامع وبه علي دانشي جامع عطا كرده و مرا پيامبر واو را وصي قرار داده و به من كوثر و او سلسبيل داده و مرا از وحي و او را از الهام برخوردار ساخته است و مرا شبانه به آسمان بردند و براي علي درهاي آسمان و حجاب ها گشوده شده است»
«اي علي به تو سه ويژگي داده شد كه به من و هيچ كس ديگر داده نشده است. تو پدر همسري مانند من داري كه من ندارم ، توهمسري همچون صديقه دختر من داري كه من مانند آن را ندارم و تو از صلب خود حسن وحسين را داري كه من از صلب خود مانند آن دو را ندارم ولي همه شما از منيد و من از شما هستم»
«هر كه مي خواهد به دانش آدم ، پرهيز گاري نوح ، برد باري ابراهيم ، عظمت موسي ، عبادت عيسي ، زيبايي يوسف ، شكوه سليمان و قدرت داوود بنگرد به علي ابن ابي طالب بنگرد»
«هر كه بخواهد به علم و دانش آدم ، به فهم نوح ، به حلم ابراهيم ،به زهد و پارسايي يحيي و به غيرت و شجاعت موسي بنگرد بايد يكجا به علي بن ابي طالب بنگرد»
«حق تعالي به من فرمود: كسي كه حق علي را شناخت، پاك و خوش شد و كسي كه حق او را انكار كرد او ملعون و زيانكار شد. بعزت خودم سوگند مي خورم كه داخل كنم در دوزخ كسي كه حق او را انكار كند، اگر چه اطاعت نمايد مرا و داخل بهشت نمايم كسي كه اطاعت نمايد او را اگر چه عصيان كند مرا.» (خطيب بغدادي درمناقب– كشفي ترمذي در المناقب ص 90 )
«من ترازوي علمم و علي (عليه السلام) هر دو كفة آن و حسن (عليه السلام) و حسين (عليه السلام) رشته ها و فاطمه (س) علاقه و ديگر امامان عمود آن، وزن كرده ميشود با اين ترازو اعمال دوستان و دشمنان ما.» ( كشفي ترمذي در المناقب المرتضويه ص 84 )
«يا علي در تو مثلي است از عيسي كه يهود او را دشمن گرفتند، حتي مادرش را بهتان زدند و نصاري او را دوست گرفتند و از فرط محبت منزلتي براي او اثبات كردند كه او را آن منزلت نبود. سپس علي (عليه السلام) گفت: دو طايفه در من هلاك شوند، يكي آنكه از فرط محبت براي من منزلتي اثبات كند كه در من آن منزلت نباشد ( كه آن مرتبة الوهيت است ) و ديگري آنكه عداوت با من وي را بر آن دارد كه در حق من بد بگويد.» ( احمد بن حنبل درمسند–حاكم درمُستدرك–ابن حجردر الصواعق المحرقه– كشفي ترمذي درالمناقب المرتضويه ص 95 )
«به تحقيق خداي تعالي كه جميع محامد مختص او است عرضه كرد دوستي علي (عليه السلام) و فاطمه (س) و ذريّه ايشان را بر خلق. پس كسي كه سبقت نمود از اين امر ( محبت ) خداوند ايشان را از پيغمبران و مرسلين قرار داد و كساني كه بعد از ايشان امر الهي را اجابت نمودند جزء شيعيان كه همان اولياء هستند قرار داد و به درستي كه خداي تعالي جمع خواهد كرد ايشان را در بهشت با يكديگر.» (خلاصه المناقب–كشفي ترمذي درالمناقب المرتضويه ص 102 )
اولين كسي كه از اهل آسمان علي بن ابيطالب (عليه السلام) را به برادري گرفت اسرافيل بود، بعد از آن ميكائيل و پس از آن جبرائيل بود و اولين كسي كه دوست داشت علي (عليه السلام) را از اهل آسمان حاملان عرش بودند. بعد از آن رضوان خازن بهشت است و آنگاه عزرائيل است و بدرستي كه ملك الموت رحم مي كند بر محبّان علي (عليه السلام) چنانچه ترحم ميكند بر انبياء.» (خلاصه المناقب – كشفي ترمذي در المناقب المرتضويه ص 103 )
«عهد كرده بامن پروردگارمن اين را كه مقبول نيست ايمان هيچ بنده اي مگربه محبت اهل بيت من» (خلاصه المناقب – كشفي ترمذي در المناقب المرتضويه ص 103 )
«سوگند به آن كسي كه نفس من در يد قدرت اوست، بنده در روز قيامت قدم از قدم بر ندارد تا آنكه حق تعالي از محبت ما و اهل بيت من سؤال كند. پس عمر بن خطاب پرسيد: محبّت شما بعد از شما چيست؟ پس رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) دست خود را بر سر علي بن ابيطالب (عليه السلام) نهاد و فرمود: محبت من بعد از من محبت اين شخص است.» (خلاصه المناقب – كشفي ترمذي در المناقب المرتضويه ص 103 )
«هر كس كه ميخواهد به حبل المتين الهي چنگ زده و تمسك جويد هر آينه بايد علي (عليه السلام) و فرزندانش را دوست بدارد.» (دستور الحقايق – المناقب المرتضويه ص 109 )
«حكايت نمود جبرئيل از جانب خداوند متعال براي من كه: بدرستيكه خداوند علي (عليه السلام) را دوست ميدارد، و بدرستيكه به آن درجه دوست نمي دارد هيچ يك از ملائكه و پيغمبران مرسلين را و نيست هيچ تسبيح كننده اي مگر آنكه خداوند متعال از تسبيح او فرشتگاني را مي آفريند كه استغفار و طلب آمرزش مينمايند از براي دوستان و شيعيان علي (عليه السلام) تا روز قيامت.» (ترمذي در المناقب المرتضويه ص 120 )
«اي علي (عليه السلام)، هر كس تو را دوست بدارد در روز قيامت در درجات انبياء مي باشد و كسي كه با دشمني تو بميردپس باكي ندارد از اينكه يهودي و يا نصراني بميرد.» (كشفي ترمذي در المناقب المرتضويه ص 121 )
«بدرستيكه خداوند متعال به تحقيق با من پيمان بست كه كسي كه بيرون بيايد و خروج نمايدبر علي بن ابيطالب (عليه السلام) پس او كافر است وسزاوار آتش دوزخ است. پس از واقعة جمل عائشه گفت: من فراموش كرده بودم اين حديث را در روز جنگ جمل تا آنكه بياد آوردم آن را در بصره و آمرزش ميخواهم از خداوند متعال و دور نيست كه مشمول آمرزش شوم.» (كشفي ترمذي در المناقب المرتضويه ص 122)
«حقاً كه بسيار بدبخت است كسي كه با علي در حيات و بعد از رحلتش دشمني نمايد.» (اخطب خوارزمي در مناقب ص 47 )
«طور حتم خداي تعالي دوستي و محبت علي (عليه السلام) را بر اهل آسمانها و زمين واجب فرموده است.» (محمد بن ابي الفوارس در الاربعين ص 19)
«براستي هرانساني جز با دوستي علي (عليه السلام) به ولايت من نمي رسد.» (الامر تسري در ارجح المطالب ص 523)
يا علي






